ما را زمین میزنند که زمین گیر شویم
ناامید چرا؟ ما وسط اندوه و درد ایستادهایم و بیشتر از هر بار دیگری زخمی و آسیب دیدهایم اما ناامید نه!
ما جنگجوهای خودساختهای که از دردهامان سلاح ساختیم، هرقدر عمیقتر: تیزتر، برندهتر، کاریتر!
اشتباه میکنند که زخمیترمان میکنند، اشتباه میکنند که نمک روی زخمهامان میپاشند، اشتباه میکنند که خنجر وسط اندوهمان میچرخانند!
ما را که نور از دل رنجهامان میتابد، ما را که با دردها بزرگتر و با آسیبهای پیاپی، مصممتر میشویم! ما را که از دل زخمها بیرون جهیده و به آگاهی رسیدهایم!
ما را زمین میزنند که زمینگیر شویم، اما قویتر از همیشه برمیخیزیم و میایستیم!
ما را هرچه بیشتر تبر بزنند، بیشتر تکثیر میشویم؛
این قانون جوانههاست…
کدام جوانه، زمستان را که دید،
از بهار و سبز شدن، دست میکشد؟
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۱ ساعت 11 PM توسط عِف..
|