یطوری بعد هر ماچ صورتشو پاک میکنه انگار ما جذام داریم
من ؟ من خوبم به خدا دکتر . کاری ندارم به کسی . این پرستار زشته هی میگه قرص بخور بخواب . نمیشه . می خوابم خواب می بینم دستامو بریدن آویزونم کردن تو حیاط ، سروته . هی مورچه ها رو صورتم راه میرن ، هی من دست ندارم ردشون کنم برن کنار . هی خواب می بینم بستنم به یه سنگ گنده و میخوان بندازنم تو اقیانوس هند . هند همه چیش خوبه ها ، ویجی داره سری دیوی داره . این اقیانوسش نمیدونم چرا ترسناکه .
چی می گفتم دکترجون ؟ هان . خوبم . یه روزا آدم برفی میشم میرم تو حیاط ، بچه ها میخندن میگن تو تابستون آدم برفی نیس . هَس بابا. من خودمم . آب میشم ، داغون میشم ، غیب میشم . ولی دلبر ما آدم برفی دوست داره تو این ظل تابستون . حالا شما هی سرتو تکون بده . خودت دلبر نداری ؟ داری دیگه .
دکترجون مرخصم کن بذا برم تو این خیابونا بگردم کیف پولموپیدا کنم ، سر جدت . دار و ندار دل ما اون یه دونه عکسه که تو اون کیف صاب مرده بود . بذا برم بگردم پیدا کنم هی ماچش کنم عکسو. خوبی عکسا اینه که وقتی ماچشون می کنی زرتی بر نمی گردن صورتشون رو پاک کنن . انگار ما جذام داریم .
ا که هی . باز آمپولو درآوردی که . آمپول میزنی ما می خوابیم ، خواب نهنگ به گل نشسته می بینیم . دکتر میدونی نهنگا خیلی بدبختن ؟ هرچی گریه کنن دل دلبرشون براشون نمیسوزه ، فکر میکنه آب دریاست رو صورتشون . اینه که یهو نهنگه دلش می پکه ، میاد میشینه تو ساحل و میمیره . نخند . من میدونم . من خودم یه نهنگ مرده ام ، ولی تو به این پرستار زشته نگو . از جک و جونور بدش میاد .
ای بر پدرت دکتر . آمپولو بزن و برو . تو چه می فهمی آخه من چی میگم .